تبلیغات
صراط حضرت محمد(ص)
صراط حضرت محمد(ص)
چون بلاگفا مدتی سکته کرد در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را در میهن بلاگ ایجاد کردم 
قالب وبلاگ
گروه اجتماعی ـ انتشار یادداشتی از سید محمد صادق محمدی وفایی با عنوان «پنج نکته در مورد معلمین ارزشمند» نظرات موافق و مخالف بسیاری از مخاطبان بولتن نیوز را در پی داشت. موسی علی نژاد یکی دیگر از مخاطبان بولتن نیوز است که در آذربایجان شرقی به شغل شریف معلی آن هم در حوزه علوم اجتماعی مشغول است و به فرزندان ایران خدمت می کند.


به گزارش بولتن نیوز، علی نژاد در ارتباط با یادداشت مذکور نوشتاری را تهیه کرده که متن آن به شرح زیر است:

با سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم جناب سید محمدصادق محمدی وفایی

بنده معلمی هستم که پس از خواندن نوشته ی شما "پنج نکته در مورد معلمین ارزشمند" که حاوی نکات مهمی است و از روی دلسوزی و احساس وظیفه نگاشته شده است و بنده بابت آن سپاسگزارم ، چون در این رابطه مواردی را مد نظر داشتم با بضاعت ناچیز خود سطوری در مورد آن نکات مرقوم نمودم ، که ضمن احترام و تشکر از شما بابت پرداختن به این امر، به بیان مطلب در سه قسمت می پردازم:

الف:

در مورد نکات 1تا 3، که به اختصار ارزش والای معلمی را از لحاظ دینی بیان کرده است، و تناسب آن با معلمی در روزگار امروز و در کشور ما باید بگویم که چنان است که گفته اید و چه بسا بیش از آن نیز می توان گفت. فقط به دو نکته اشاره می کنم :

1 - وقتی چهره ی معلمی این چنین ترسیم می شود باید لوازم آن را نیز فراهم کرد، از انتخاب دقیق معلم ها گرفته تا آموزش صحیح آنها و تامین امکانات و محتوای آموزشی مناسب و تامین معیشت و منزلت اجتماعی در خور و ...همه و همه بخشی از لوازم مورد نیاز تحقق آن چهره ی ترسیم شده می باشند.

2- به هر حال همواره باید به خاطر داشت حتی کسی هم که آسمانی و آرمانی می اندیشد و می آموزد، انسانی زمینی است و می خواهد تا حد توان آن ارمان های والای آسمانی را در زمین آموزش دهد، پس نیازهای مادی و زمینی آن ها نباید در پس سخنان و توصیفات والا مورد غفلت و کم توجهی قرار گیرد .


نکات یک معلم پیرامون مطلب


ب:

در مورد نکته ی شماره 4 باید بگویم بی شک در هر صنفی عده ی معدودی انگیزه و کارایی لازم را ندارند و در واقع از مطلوبیت لازم در راستای تامین اهداف مد نظر برخوردار نیستند و البته معلمان نیز همانگونه که گفته اید به تناسب جمعیت خویش افرادی معدود از این دست را در بین خود دارند که بهتر است در مورد آن ها تصمیم موثری گرفته شود .

ج:

در این بخش به اختصار به چند مورد زیر پرداخته شده است:

1- سخنان معلم نمونه کشوری و تعطیلی زیاد معلمان و ارتباطش با حقوق آن ها

2 - اشارتی به موضع مسئولان در این باب

3-اشاره به تفاوت های معلم با استاد دانشگاه به عنوان مثال مصداقی

4 - فرهنگ سازی برای معلمان یا برای کل جامعه؟

**********

1- سخنان معلم نمونه کشوری و تعطیلی زیاد معلمان و ارتباطش با حقوق آن ها

گفته اید:

"برخی ها معتقدند:معلمین با توجه به ساعات کارشان درآمد خوبی دارند." مرضیه رضایی معلم نمونه کشوری و دانشجوی دکترای فلسفه و کلام اسلامی با بیان مطلب فوق خاطر نشان می‌کند که این موضوع ممکن است مورد انتقاد خیلی‌ها قرار بگیرد! ولی واقعیت این است که تعطیلی معلمین خیلی زیاد است.»

...کار دوم اینکه کارشناسان نظام در زمینه کم یا زیاد بودن حقوق معلمین با توجه به تعطیلات زیادی که دارند بررسی کنند و سپس با توجه به تورم موجود ، در حد توان کشور تصمیم لازم را بگیرند.البته در کنار بحث حقوق از فرهنگ سازی برای آنها و خانوادهایشان غفلت نشود.در غیر این صورت اگر حقوق را نیز بالا ببرند و چشم و هم چشمی را از بعضی از خانواده نگیرند ، انتقاد و مشکل همچنان باقی خواهد ماند".

نکات یک معلم پیرامون مطلب

در مورد کم یا زیاد شدن حقوق معلمان گفته اید باید کار کارشناسی صورت گیرد آن هم با توجه به ملاک های تعطیلات زیاد ، تورم موجود و توان کشور.

نکاتی در این مورد ذکر می گردد:

- اولا با توجه به پیشنهاد شما در بررسی زیاد بودن حقوق معلمان و اشاره به تعطیلات زیاد ، چنان به نظر می رسد که شما این تعطیلات را یکی از دلایل موثری می دانید که حقوق معلمان را اگر کم هم باشد توجیه می کند و اگر زیاد هم باشد زیرسوال می برد. البته اگر چه صراحت به این سخن ندارید و همانطور که گفته اید این امری است که باید کارشناسی شود ولی آن چه مستتر در نوشتار شما است و به خواننده القا می شود،حتی به صورت ناخواسته، همان است که ذکر گردید.

نقل قول از یک معلم نمونه کشوری و بیان این که برخی بر این نظر هستند که حقوق معلمان با توجه به تعطیلی زیادشان خوب است به نظرم بیشتر از آن که بیان واقعیت موجود در بین اکثریت قریب به اتفاق معلمان باشد، بیان دیدگاه و نظر شخصی نویسنده است، که البته به جای خویش نیز محترم است، ولی آنچه در این سال ها بین جامعه ی معلمان مشاهده می شود (و مشاهده می کنم) بسیار متفاوت از آنی است که شما بیان کرده اید. ایشان در مصاحبه گفته اند:

"من فکر می‌کنم معلمی یک شغل نیست یک فرصت است و به قول شهید رجایی یک امانت الهی است"

" یا در پاسخ سوال :"مهمترین مشکل معلمین چیست؟

می گویند :"به نظر من تنها مشکلی که نباید به آن توجه کرد مشکل مادی است"

همچنین معتقدند که 50 درصد معلمان توانایی تدریس و اداره کلاس به صورت مطلوب را ندارند. منبع

دیدگاه ایشان محترم است و با اینکه می دانم شما مسئول سخنان ایشان نیستید ولی به مقتضای مطلب و اشاره ای که به سخنان ایشان داشته اید این سوال پیش می آید که ایشان این آمار 50 درصد را از کجا آورده اند؟! واقعا چند نفر از معلمان با نظرات و نتیجه گیری های ایشان موافق هستند؟ حتی از بین 50 درصدی که به نظر ایشان معلم توانایی هستند چند نفر با این سخن که :"به نظر من تنها مشکلی که نباید به آن توجه کرد مشکل مادی است" موافق هستند؟!

درسته بنده هم مثل شما آمار ندارم خدمت شما ارائه دهم ولی آنچه که در این سال ها بین معلمان می بینم (در دنیای واقعی و مجازی) به هیچ وجه مؤید سخنان ایشان نیست.شاید عده ی قلیلی موافق ایشان باشند ولی مطمئنا مخالفانش بیشتر است و آن برخی ها که گفته اید همان عده ی قلیل هستند!

(البته درست است سخن حق همواره با معیار کم و زیاد بودن قائلان به آن مشخص نمی شود ولی مطمئنا هیچ تلازم دائمی هم بین این دو امر،تعداد قائلان و حق یا باطل بودن سخن،وجود ندارد.)

نکات یک معلم پیرامون مطلب

در مورد تعطیلات معلمان هم چنین باید بگویم تا جایی که من می دانم در تمام دنیا میزان تعطیلات نظام آموزشی تقریبا مشابه است و تفاوت ها بیشتر در تقسیم بندی زمان تعطیلی است (مثل تقسیم به تعطیلات زمستانی و تابستانی یا پایان ترمی ) و اگر هم تفاوتی در در میزان تعطیلات باشد چندان زیاد نیست .این تعطیلات بخاطر نوع کار تعلیم و تربیت است و اینکه سر و کار نظام آموزشی با کودکان و نوجوانان است و اینگونه تعطیلی ها با محاسبه و مد نظر قرار دادن توان ذهنی و جسمی و البته مکانی ،به صورتی تقریبا برابر در دنیا تجویز گردیده است و البته در این میان دادن فرصت کافی جهت مطالعه و دانش افزایی به معلمان نیز مد نظر بوده است(اینکه معلمی چنین نمی کند یا حتی نظام آموزشی او را وادار به این کار نمی کند یا او را به این سمت سوق نمی دهد بحثی جداست) حال اگر کسی قبول نکند و بگوید این تعطیلات زیاد است یا باید تعطیلات نباشد یا حقوق ها متناسب با تعطیلات باشد ادعای بزرگی است که باید وارد بحث کارشناسان آموزشی شود و پاسخ دلایل و سوالاتشان را بدهد.

در ضمن بهتر است به میزان تعطیلات مدارس در چند کشور دنیا بدون احتساب تعطیلات آخر هفته نگاهی داشته باشیم:

کانادا بین 90 تا 100 روز

انگلیس 100 روز

آلمان 100 روز

روسیه 120 روز

مالزی حدود 90 روز

ترکیه 120 روز

منبع : خبر آنلاین

- لحاظ شدن تورم موجود در تعیین حقوق نیز امری لازم و ضروری است.

- در مورد توان کشور نیز باید گفت بله باید توان کشور حتما در همه ی امور لحاظ شود و اتفاقا سخن بیشتر معلمان در بحث مرتبط با این نکته است که توان کشور در مورد حقوق همه لحاظ شود .

مسئله تبعیض در حقوق و دریافتی های کارکنان دولت و نتیجه آن که همان مشکل معیشتی ( و نیز منزلتی ) معلمان است مورد سوال و اعتراض آن ها است ، اعتراض آن ها این است اگر توان کشور کافی نیست چرا عده ای با کار مشابه حقوق بیشتری نسبت به دیگران دریافت می کنند؟

چرا معلمان باید در عین داشتن وظیفه ای خطیراین همه درگیر مشکلات معیشتی و پیگیری شغل های دوم و سوم ،و آن هم اغلب بی ارتباط با شأن معلمی ،باشند؟

اگر مشکل از فرهنگ مصرفی رایج در جامعه است که باید برای کل کشور در این زمینه چاره اندیشید ، ولی مطمئنا مشکل تنها در این مسئله نیست و تفاوت تبعیض آمیز در حقوق مشاغل مشابه نیز از سویی معلمان را دچار مشکلاتی کرده که افکار و اوقات آن ها را مشغول خود کرده است! یکی از دلایل این سخن نیز تایید مشکل معیشتی معلمان از طرف مسئولان ارشد نظام است.

در اعتراضات اخیر معلمان همه ی مقامات مسئول آموزش و پرورش و حتی مسئولان ارشد نظام به مشکل معیشتی معلمان و تلاش برای رفع آن تاکید کرده اند و هیچ یک بحث ساعات کار یا میزان تعطیلی یا دیگر دلایل را مطرح نکرده اند زیرا متوجه مشکلات جدی آن ها هستند .

2 - اشارتی به موضع مسئولان در تایید مشکلات معیشتی معلمان

واقعیت این است که وقتی مقام معلمی ارج و قرب و مقام و وظیفه ی والایی طبق بندهای 1-3 نوشتار شما دارد باید با توجه بسیار گسترده تری به این امر پرداخت و با برنامه ریزی های دقیق خرد و کلان چه در رابطه با آموزش و چه در رابطه با معلم در رسیدن به آن نقطه ی والا تلاش کرد و محدویت های توان کشور را در این بخش تا حد امکان کم تاثیر کرد که امر ،امر بزرگی است اگر به تمامیت آن پرداخته شود!

نکات یک معلم پیرامون مطلب

در این ارتباط توجه به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب و برخی از مسئولان ارشد ضروری است:

بیانات مقام معظم رهبری در دیدار فرهنگیان (16/02/94) :

"حضرت آیت‌الله خامنه‌ای محقق شدن رسالت واقعی معلمان را نیازمند الزاماتی دانستند و گفتند: یکی از این الزامات توجه به مسئله‌ی معیشت معلمان است. مسئولان دولتی به‌ویژه مسئولان اقتصادی باید با وجود محدودیت‌ها، نگاه ویژه‌ای به آموزش و پرورش و معلمان داشته باشند و آن را در مسائل اولویت‌دار خود قرار دهند." منبع

سخنان رئیس مجلس شورای اسلامی :

"باید پذیرفت مشکلاتی برای معلمان امروز وجود دارد البته مقداری از این مشکلات مربوط به معیشت معلمان است. گاهی هم عدم تطبیق حقوق‌شان با سایر اقشار مختلف حقوق بگیران را به عنوان مشکل مطرح می‌کنند،‌ باید بدانید مشکل شما دریافت و فهم شده است و باید ساز و کاری برای حل این مشکلات اندیشیده شود." منبع

سخنان رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی:

" دولت با وجود تمام محدودیت‌ها به دنبال حل مشکلات معیشتی معلمان است و این آمادگی وجود دارد که با گشایش در امور، بتوان اعتبارات ویژه‌ای را به آموزش و پرروش تخصیص داد. " منبع

وزیر آموزش و پرورش:

" معلمان ما علی رغم اینکه در بین کارمندان دولت از بالاترین میزان باسوادی بهره‌مند هستند، متأسفانه برابر شأن و منزلت‌شان از حقوق و رفاه برخوردار نیستند و من از این جهت شرمنده معلمان هستم." منبع

3 - اشاره به تفاوت های معلم با استاد دانشگاه به عنوان مثال مصداقی

البته سخن در باب تفاوت تبعیض آمیز حقوق معلمان با بسیاری از کارمندان بسیار است ولی به عنوان مثال ( با توجه به خاطره ای که گفته اید آقا و خانم معلمی خود را با کارمند دیگر مقایسه می کردند و آن کارمند با کارمند دیگری که حقوقش بیشتر بود خود را مقایسه می کرد و من نمی خواهم مطلبی بگویم که نشانه ای از زیاده خواهی بی حد و حصر و غیر مرتبط مثال شما در آن باشد ) فقط به بخش مهمی از تفاوت های تبعیض آمیز اشاره می کنم که مفهوما و موضوعا مرتبط است و آن مقایسه ی کار و حقوق معلمان با اساتید دانشگاه است.

اجازه فرمایید در این مورد کمی وارد جزئیات شویم :

اگر کسانی تعطیلات معلمان را زیاد می دانند باید گفت تعطیلات اساتید دانشگاه هم زیاد است و گاهی زیادتر از تعطیلات مدارس است(البته به صورت غیر رسمی).

کار معلم هم آموزش است و هم پرورش ولی کار اساتید صرفا آموزش تعریف شده است.

ساعات تدریس موظف آن ها کمتر از معلمان است .

منزلت اجتماعی آن ها بسیار بیشتر از معلمان است.

و در نهایت دریافتی آن ها نیز بیشتر از معلمان است!

خوب حالا آیا معلم حق ندارد به این امر اعتراض کند؟

سوال من این است که چرا معلم نباید خود را با اساتید دانشگاه مقایسه کند در حالی که هر دو از یک دولت حقوق می گیرند ،هر دو کارمند دولت هستند؟ و هر کارمندی که کار مشابهی با کارمند دیگر دارد اگر در دریافتی تفاوت ببیند حق اعتراض دارد و باید به این اعتراض توجه شود .

شاید کسی بگوید کار اساتید با معلمان تفاوت هایی نیز دارد ! بله درست است ولی آیا با توجه به نکاتی که در بالا ذکر گردید این تفاوتها به اندازه ی تفاوت دریافتی ها و تفاوت منزلت اجتماعی است؟

حالا بماند که اگر عمیقا به این تفاوت ها پرداخته شود شاید تفاوت های کار معلمی با استادی بیشتر به نفع معلمان باشد که با توجه به پرداختن توامان آن ها به آموزش و پرورش شایسته ی توجه و منزلت بیشتر و نیز دریافتی بیشتر هستند!! ( بسیار می توان در مورد دشواری کار تدریس به همراه توجه به ریزه کاریهای روانی و تربیتی آن هم در سنین کودکی و نوجوانی سخن گفت که علاوه بر ارتباطش با این بحث ،با بحث میزان ساعات کار و حقوق معلم نیز مرتبط است ولی اینجا مجالش نیست)والبته ناگفته نماند که اساتید نیز در امر پژوهش وتحقیق فعال هستند(که در آن امر نیز همواره در عین آموزش دانشجویان ،به نوعی از کمک های دانشجویان در این تحقیقات نیز بهره ها می برند و چه بسا در نتیجه ی آن تحقیقات و تالیفات بر منزلت و دریافتی آن ها افزوده می شود)

به هر حال از آنجا که در اینجا تفاوت قابل توجه است پس معلمان در این مورد باید معترض بوده و پیگیر خواسته های خویش باشند .

4 - فرهنگ سازی برای معلمان یا برای کل جامعه؟

نوشته اید:

"البته در کنار بحث حقوق از فرهنگ سازی برای آنها و خانوادهایشان غفلت نشود.در غیر این صورت اگر حقوق را نیز بالا ببرند و چشم و هم چشمی را از بعضی از خانواده نگیرند ، انتقاد و مشکل همچنان باقی خواهد ماند."

توجه به امر فرهنگ سازی درجامعه در جهت دوری از مصرف گرایی بسیار لازم و مفید است ،البته روشن است که فرهنگ سازی در مورد مصرف و چشم و هم چشمی اختصاص به معلمان و خانواده های آن ها ندارد و باید به صورتی فراگیر در این خصوص اقدام گردد که دراین صورت مطمئنا نتایج بسیار خوبی را برای همه ی جامعه در پی خواهد داشت. والا با اختصاص این کار به قشر و گروه یا طبقه ی خاصی بی شک نتیجه ی دلخواه حاصل نخواهد شد. البته این مسئله می تواند صورت مفید دیگری نیز داشته باشد یعنی وقتی این فرهنگ سازی به صورت عام باشد و در این میان در مورد طبقات خاصی از جامعه تاکید بیشتری گردد این امر میتواند مقبول و مفید واقع گردد.

به هرحال امید آن است که به زودی توجه در خور به امر آموزش و پرورش را در تمام سطوح جامعه شاهد باشیم ،به نحوی که با برطرف شدن همه ی مشکلات آموزش و پرورش ،به عنوان محور تحول و توسعه زیربنایی در کشور، و بخصوص حل مشکلات معیشتی و منزلتی معلمان به عنوان ارکان اصلی آموزش و پرورش کشور، این قشر فرهیخته با خیالی آسوده و البته با علم و دانشی به روز و احساس تکلیفی به جد، در این عرصه و در واقع در اعتلای میهن اسلامی بکوشند که بی شک این امرنیز خود حلال بسیاری از مشکلات کشور خواهد بود .ان شاء الله

با تشکر و آرزوی سلامت و سعادت ، و نیزعرض پوزش به خاطر طولانی بودن متن.

موسی علی نژاد

دبیر علوم اجتماعی


[ یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ سید محمد صادق محمدی وفایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خداوند و جان خرد حادثه خبر نمی کند در کمال ناباوری سایت بلاگفا مدتی سکته کرد به همین دلیل در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را ایجاد کردم تا با یک حادثه بدون وبلاگ نمانم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب