تبلیغات
صراط حضرت محمد(ص)
صراط حضرت محمد(ص)
چون بلاگفا مدتی سکته کرد در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را در میهن بلاگ ایجاد کردم 
قالب وبلاگ

طبری در تاریخ خود می گوید:

قال السری قال شعیب عن سیف عن سهل وأبی یعقوب قالا كان من حدیث الجواء وناعر أن الفجاءة إیاس بن عبد یالیل قدم على أبی بكر فقال أعنی بسلاح ومرنی بمن شئت من أهل الردة فأعطاه سلاحا وأمره أمره فخالف أمره إلى المسلمین فخرج حتى ینزل بالجواء وبعث نجبة بن أبی المیثاء من بنی الشرید وأمره بالمسلمین فشنها غارة على كل مسلم فی سلیم وعامر وهوازن وبلغ ذلك ابا بكر فأرسل إلى طریفة بن حاجز یأمره أن یجمع له وأن یسیر إلیه وبعث إلیه عبدالله بن قیس الجاسی عونا ففعل ثم نهضا إلیه وطلباه فجعل یلوذ منهما حتى لقیاه على الجواء فاقتتلوا فقتل نجبة وهرب الفجاءة فلحقه طریفة فأسره ثم بعث به إلى أبی بكر فقدم به على أبی بكر فأمر فأوقد له نارا فی مصلى المدینة على حطب كثیر ثم رمی به فیها مقموطا قال أبو جعفر وأما ابن حمید فإنه حدثنا فی شأن الفجاءة عن سلمة عن محمد بن إسحاق عن عبدالله بن أبی بكر قال قدم على أبی بكر رجل من بنی سلیم یقال له الفجاءة وهو إیاس بن عبدالله بن عبد یالیل بن عمیرة بن خفاف فقال لأبی بكر إنی مسلم وقد أردت جهاد من ارتد من الكفار فاحملنی وأعنی فحمله أبو بكر على ظهر وأعطاه سلاحا فخرج یستعرض الناس المسلم والمرتد یأخذ أموالهم ویصیب من امتنع منهم ومعه رجل من بنی الشرید یقال له نجبة بن أبی المیثاء فلما بلغ أبا بكر خبره كتب إلى طریفة بن حاجز إن عدو الله الفجاءة أتانی یزعم أنه مسلم ویسألنی أن أقویه على من ارتد عن الإسلام فحملته وسلحته ثم انتهى إلی من یقین الخبر أن عدو الله قد استعرض الناس المسلم والمرتد یأخذ أموالهم ویقتل من خالفه منهم فسر إلیه بمن معك من المسلمین حتى تقتله أو تأخذه فتأتینی به فسار طریفة بن حاجز فلما التقى الناس كانت بینهم الرمیا بالنبل فقتل نجبة بن أبی المیثاء بسهم رمی به فلما رأى الفجاءة من المسلمین الجد قال لطریفة والله ما أنت بأولى بالأمر منی أنت أمیر لأبی بكر وأنا أمیره فقال له طریفة إن كنت صادقا فضع السلاح وانطلق معی إلى أبی بكر فخرج معه فلما قدما علیه أمر أبو بكر طریفة بن حاجز فقال اخرج به إلى هذا البقیع فحرقه فیه بالنار فخرج به طریفة إلى المصلى فأوقد له نارا فقذفه فیها فقال خفاف بن ندبة وهو خفاف بن عمیر یذكر الفجاءة فیما صنع ... لم یأخذون سلاحه لقتاله ... ولذاكم عند الإله أثام ... لا دینهم دینی ولا أنا منهم ... حتى یسیر إلى الصراة شمام ...

(تاریخ الطبری ج3 ص264 و 265 المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن كثیر بن غالب الآملی، أبو جعفر الطبری (المتوفى: 310هـ)، الناشر: دار التراث - بیروت، الطبعة: الثانیة - 1387 هـ، عدد الأجزاء: 11.)

« مردی از بنی سلیم که به او فجاءة گفته می شد نزد ابو بکر آمد. او أیاس بن عبد الله بن عبد یالیل ابن عمیرة بن خفاف نام داشت. به ابو بکر گفت : من مسلمانم و می خواهم با مرتدین جهاد کنم ، من را کمک کن. ابو بکر نیز به او مرکب و سلاح داد.فجاءة نیز به همراه مردی از بنی لاشرید به نام نجبة بن أبی المیثاء اموال مسلمانان و مرتدین را گرفتند و آنان که مخالفت کردند کشتند.

زمانی که خبر به ابو بکر رسد، به طریفة بن حاجز نوشت: همانا دشمن خدا فجاءة نزد من آمد گمان می کرد مسلمان است و از من خواست تا او را در مقابل مرتدّین تقویت کنم ، من نیز به او مرکب و سلاح دادم اما خبر قطعی به من رسیده که او به مسلم و مرتد متعرّض شده اموال آنان را می گیرد و آن کس که مخالفت کند می کشد. با مسلمانانی که نزد تو هستند به سوی او برو ، او را بکش یا نزد من بیاور.

طریفة بن حاجز به سوی او رفت و زمانی که به او رسید ، بین دو طرف تیر اندازی شد که در نتیجه نجبة بن أبی المیثاء به تیری کشته شد. فجاءة نیز با دیدن تلاش مسلمانان به طریفه گفت: به خدا قسم تو اولی از من نیستی تو امیر ابو بکری و من نیز امیر او هستم. طریفة جواب داد: اگر راست می گویی سلاحت را زمین بگذار و با من نزد ابو بکر بیا.

فجاءة نیز با طریفة نزد ابو بکر آمد. زمانی که به ابو بکر رسیدند، ابو بکر به طریفة بن حاجز امر کرد و گفت: فجاءة را به بقیع ببر و با آتش بسوزان .



 


پشیمانی و اعتراف ابوبکر از آتش زدن فجائه



قال ابو بكر رضى الله عَنْهُ: أَجَلْ، إِنِّی لا آسَى عَلَى شَیْءٍ مِنَ الدُّنْیَا إِلا عَلَى ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّی تَرَكْتُهُنَّ، وَثَلاثٌ تَرَكْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّی فَعَلْتُهُنَّ، وَثَلاثٌ وَدِدْتُ أَنِّی سَأَلْتُ عَنْهُنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَأَمَّا الثَّلاثُ اللاتِی وَدِدْتُ أَنِّی تَرَكْتُهُنَّ، فَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَكْشِفْ بَیْتَ فَاطِمَةَ عَنْ شَیْءٍ وَإِنْ كَانُوا قَدْ غَلَّقُوهُ عَلَى الْحَرْبِ، وَوَدِدْتُ أَنِّی لَمْ أَكُنْ حَرَقْتُ الْفُجَاءَةَ السُّلَمِیَّ، وَأَنِّی كُنْتُ قَتَلْتُهُ سَرِیحًا أَوْ خَلَّیْتُهُ نَجِیحًا وَوَدِدْتُ أَنِّی یَوْمَ سَقِیفَةَ بَنِی سَاعِدَةَ(تاریخ الطبری ج3 ص430 المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن كثیر بن غالب الآملی، أبو جعفر الطبری (المتوفى: 310هـ)، الناشر: دار التراث - بیروت، الطبعة: الثانیة - 1387 هـ، عدد الأجزاء: 11)

 ابوبكر بعدها از فرمانش درباره فجاءه ، سخت پشیمان شد و در بستر بیمارى اى ، كه از آن برنخاست ، مى گفت : مرتكب سه كار شده ام كه اى كاش ‍ آنها را انجام نداده بودم : اى كاش در خانه زهرا را نگشوده بودم ، اگر چه آن در براى جنگ به روى من بسته شده بود. و اى كاش فجاءه را به آتش ‍ نمى سوزانیدم ، بلكه دستور مى دادم تا او را به طور معمول اعدام كنند و یا به زندانش مى افكندم . و اى كاش در سقیفه بنى ساعده امر خلافت را به گردن یكى از آن دو یعنى عمر یا ابو عبیده مى انداختم.






اعتراف ابوبکر



این نوع مجازات در قانون اسلام نیست و مخالف قرآن و سنت نبوی است.

خدای متعال می‌فرماید:إنّما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الأرض فساداً أن یقتلو أو یصلبوا أو تُقطعَ أیدیهم و أرجلهم من خلاف أو ینفوا من الارض، ذلك لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخرة عذاب عظیم(مائده، 33).

كیفر آنان كه با خدا و پیامبرش به جنگ بر می‌خیزند، و بر روی زمین فساد می‌كنند، این است كه اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت) دست (راست) و پای (چپ) آنها به عكس یكدیگر بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست و در آخرت مجازات عظیمی دارند.

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز به صراحت از این نوع مجازات منع اكید فرموده است:

16034 - حَدَّثَنَا سَعِیدُ بْنُ مَنْصُورٍ، حَدَّثَنَا الْمُغِیرَةُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِی الزِّنَادِ، قَالَ: حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ حَمْزَةَ الْأَسْلَمِیُّ، عَنْ أَبِیهِ: أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَّرَهُ عَلَى سَرِیَّةٍ، فَخَرَجْتُ فِیهَا فَقَالَ: " إِنْ أَخَذْتُمْ فُلَانًا فَأَحْرِقُوهُ بِالنَّارِ "، فَلَمَّا وَلَّیْتُ نَادَانِی، فَقَالَ: " إِنْ أَخَذْتُمُوهُ فَاقْتُلُوهُ، فَإِنَّهُ لَا یُعَذِّبُ بِالنَّارِ، إِلَّا رَبُّ النَّارِ "(الكتاب: مسند الإمام أحمد بن حنبل ج 25 ص 421/المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی (المتوفى: 241هـ)المحقق: شعیب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون/إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركی/الناشر: مؤسسة الرسالة/الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م)

 هیچ كس جز پروردگار با آتش عذاب نمی‌كند (نباید عذاب كند).



این روایت از نظر اهل سنت از روایات صحیح به شمار می‌رود؛ در نتیجه با توجه به قرآن و سنت، این مجازات بدعتی بود كه ابوبكر گذاشت.

در این جا مناسب است به پیشگاه قرآن كریم رفته و از آیات روشنگر آن استمداد جویم: قرآن در آیه 45 سوره مائده، كسانی را كه به احكام الهی گردن نمی‌نهند و بر اساس آن داوری نمی‌كنند، جزو ظالمان بر شمرده است:و مَن لم یحكم بما أنزل الله فأولئك هم الكافرون؛نیز در آیه 34 و 47 همین سوره می‌فرماید:و من لم یحكم بما أنزل الله فأولئك هم الظالمون؛ و من لم یحكم بما أنزل الله فأولئك هم الفاسقون.http://sonnat.net/article.asp?id=174&cat=77


[ چهارشنبه 15 بهمن 1393 ] [ 02:53 ب.ظ ] [ سید محمد صادق محمدی وفایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خداوند و جان خرد حادثه خبر نمی کند در کمال ناباوری سایت بلاگفا مدتی سکته کرد به همین دلیل در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را ایجاد کردم تا با یک حادثه بدون وبلاگ نمانم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب