تبلیغات
صراط حضرت محمد(ص)
صراط حضرت محمد(ص)
چون بلاگفا مدتی سکته کرد در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را در میهن بلاگ ایجاد کردم 
قالب وبلاگ

هفت نکته در مورد قاتلان  امام حسین(ع)

نکته اول:

معاویه(به معنای ماده سگ است)، پدرش ابوسفیان، مادرش هند جگر خوار و پسرش یزیدبود او در مکه مکرمه ، توسط سپاه ده هزار نفری حضرت محمد (ص) محاصره  و سران كفر همه اسیر شدند. ابوسفیان ناگزیر مسلمان شد، اما معاویه از مكه گریخت پدرش را به سبب پذیرش اسلام، توبیخ كرد. بعدها وقتى همه راه‏ها را بسته دید، ناگزیر اسلام آورد.

معاویه قسم خورد كه باید نام پیامبر را دفن كند. معاویه بیست و یك سال با پیامبر خدا جنگ كرد. رسول خدا نیزفرمود: خدا یا ابوسفیان، معاویه و یزید را لعن كن.او فرمود: هنگامى كه معاویه را در منبر من دیدید بكشید.

نکته دوم:

بعد از فتح مكه، در حالى كه پیامبر اكرم (ص) می ‏توانست همه مكیان را برده سازد بر آنها منت گذاشت و آزادشان كرد و آنان از آن هنگام به بعد، «طُلَقاء» (آزاد شدگان) خوانده شدند.بنابراین معاویه جزو طلقا است و طلقا حق حكومت بر مسلمانان را نداشتند .

امام على علیه السلام در نامه اى به معاویه نوشت: و اعلم انك من الطلقا الذین لاتحل لهم الخلافه.... اى معاویه بدان تو از طلقا هستى، كسانى كه براى آنان خلافت روا نیست. آن حضرت در نامه‏اى نامه. 17 نهج ‏البلاغه نیز، به معاویه ، می‏نویسد: «مهاجر مانند طلیق نیست». كنایه از آن كه طلیق هیچ گاه براى حكومت شایستگى ندارد.

عمر بن خطاب نیز گفته اند : نه طلقا حق حكومت دارند و نه فرزندان آنها . اما با این حال معاویه و خانواده اش بیست و یك سال با پیامبر جنگیدند و چون روز فتح مكه اسیر شدند ، هیچ كدام درباطن مسلمان نشدند و اعمال بعدى آنها این حقیقت را آشكار كرد.

 آنان همواره در فكر مبارزه با اسلام و تسلط بر مسلمانان بودند و به این آرزو هم رسیدند و انتقام خود را از اسلام و مسلمانان گرفتند. در کتاب الصحیح من سیره النبى روایات زیادى است. که معاویه حق حكومت بركشور اسلامى را ندارد. (براى آگاهى بیشتر در این باره به كتاب «الصحیح من سیره النبى ج 22 ص 255 مراجعه كنید.)

نکته سوم:

معاویه بیشترین كینه را از حضرت على (ع) به دل داشت زیرا امام (ع) در جنگ بدر برادرش حنظله و دایی ‏اش و لید بن عقبه را به هلاكت رسانده بود و در كشتن جدش عتبه یا عمویش شیبه مشاركت داشت. ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص. 338

معاویه برای اشغال کردن کرسی خلافت و درهم شکستن امام علی(ع) به حربه افترا متوسل شد. آن حضرت را به انحراف از صراط مستقیم وترك فرایض متهم نمود.معاویه قسمت مهمی از بیت المال را صرف تبلیغات خائنانه خود مى كرد.از طرفی هم ، مامورین لشکری و کشوری ،معلمین،سخنرانان را موظف کرد سب و لعن امام علی(ع) را سرلوحه برنامه های خود قرار دهند.

نکته چهارم:

معاویه در سال‏هاى امارتش بر شام نشان داد، به هیچ وجه اسلام‏ خواه نیست. او در شام زندگى آكنده از تجمّل پى‏ریزى كرد و با بیت المال مسلمانان براى خود كاخ‏ها ساخت و وقتى با انتقاد عمر روبه رو شد نزدیكى به روم و لزوم نشان دادن عظمت و هیبت مسلمانان به كافران را بهانه قرار داد. هنگامى كه ابوذر، به دستور عثمان، دوران تبعید خود را در شام سپرى مى‏كرد، معاویه به ساختن كاخ پرتجمّل خود (الخضراء) اشتغال داشت. ابوذر، با مشاهده عظمت كاخ، از اسراف معاویه بر آشفت و فریاد كشید: «معاویه اگر این كاخ را با اموال بیت المال- كه از آن خداوند است- مى‏سازى، این خیانت است و اگر با مال خود مى‏سازى، اسراف است». الغدیر، ج 8، ص. 304

ابوذر، در موارد مختلف به كردار معاویه اعتراض مى‏كرد و مى‏گفت: «معاویه كارهایى مى‏كنى كه ما آنها را به نیكى نمى‏شناسیم و در كتاب خدا و سنت پیامبرش اثرى از آنها نمی ‏یابیم. به خداوند سوگند من حق را می ‏بینم كه در حكومت تو خاموش مى‏شود و باطل را می ‏نگرم كه زنده می ‏گردد و...».

نکته پنجم:

معاویه در نزد اهل سنت هم منفور است. احمد بن حنبل پیشواى حنبلیان مى نویسد: عبدالله بن بریده مى گوید: من و پدرم به دربار معاویه رفتیم، معاویه ما را بر فرش نشاند، بعد دستور داد برایمان خوراك آوردند و خوردیم، سپس دستور داد شراب آوردند و خودش از آن نوشید و جامى هم به پدرم تعارف كرد. پدرم گفت: از وقتى كه شراب حرام شده نخورده ام (مسند احمد، ج 5، ص 347)

مالك و نسائى و دیگر محدثان آورده اند كه معاویه تنگى زرین یا سیمین را به مبلغى بیش از ارزش وزن آن فروخت. ابودرداء گفت: من از رسول خدا شنیدم كه فرمود: چنین چیزها را باید فقط به قیمت وزن آن فروخت، معاویه گفت: ولى به نظر من اشكالى ندارد. ابودرداء گفت: با معاویه چه مى توان كرد، من حدیث پیامبر را برایش مى خواندم و او نظر شخص خودش را مى دهد. من در سرزمینى كه تو باشى به سر نخواهم برد. این را گفت و خود را به عمر بن خطاب رساند و ماجرا را برایش شرح داد. عمر به معاویه نوشت: آن را جز به قیمت وزن آن نفروش (موطأج، ج 2، ص 59 و غیره(

نکته ششم:

وصیت معاویه به یزید

با توجه به اینكه معاویه (لعنت الله علیه) در صلحنامه خود با امام حسن (علیه السلام) متعهد شده بود تا براى خود خلیفه و جانشین تعیین نكند در زمان حیات خود از مردم براى یزید بیعت گرفت و رسماً او را ولیعهد خود خواند موقعى كه در بستر مرگ معاویه افتاده بود به پسرش گفت: من براى تو از همه بیعت گرفتم و همه را رام كردم ولى از 3 نفر ترس دارم كه با تو مخالفت كنند 1- حسین بن على (علیه السلام) 2- عبدالله بن عمر او با توست او را زیر پانگه دار اما عبدالله بن زبیر هر جا بر او دست یافتى اورا بكش و بدنش را قطعه قطعه كن زیرا اواگر فرصت به دست آورد مى خواهد مثل شیر تو را بدرد و گرنه همچون روباه كه با سگ رفتار مى كند با تو رفتار خواهد كرد در دنباله وصیت معاویه خودش مى گوید، اما امام حسین (ع) مقامش را نسبت به رسول خدا (ص) مى‏دانى او گوشت و خون پیامبر است و مى دانم كه مردم عراق ناگزیر به سوى او مى گروند ولى او را تنها مى‏گذارند و مقامش را تباه مى سازند اگر به او دست یافتى مقام و حقش را بشناس او را باز خواست مكن با توجه به اینكه رشته خویش نیز با او داریم حتى از برخورد با او پرهیز كن. بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 44، ص. 311

 غرض آن ملعون از این نصیحتها حفظ ملك و پادشاهى یزد پلید بود زیرا مى دانست بعد از شهادت آن بزرگوار ملك دنیا بر او مستقیم نخواهد ماند و جمیع خلایق از مؤمن و منافق از او منحرف خواهند گردید و معلوم است كه آن كافر اعتقاد به خدا و روز جزاء و نبوت سید انبیاء نداشت و كفر و نفاق او بر عالمیان ظاهر بود .

قطعه اى از بهشت، على نجاتیف ج 1، ص. 53 به نقل از اداره پاسخگویى آستان قدس رضوى

نکته هفتم: چرا یزید را لعن نمی کنند؟

سعد الدین تفتازانی (عالم اهل سنت)در بیان علت اینکه چرا علمای اهل سنت حاضر نیستند بر یزید لعن کنند می گوید: «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمی‏کنند با این که می‏دانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ می‏گویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیت‏های برتر است»

اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می آید که این فرد فاسد و بی دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داد؟ می گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ خلیفه دوم

 


[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ 07:36 ب.ظ ] [ سید محمد صادق محمدی وفایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خداوند و جان خرد حادثه خبر نمی کند در کمال ناباوری سایت بلاگفا مدتی سکته کرد به همین دلیل در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را ایجاد کردم تا با یک حادثه بدون وبلاگ نمانم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب