تبلیغات
صراط حضرت محمد(ص)
صراط حضرت محمد(ص)
چون بلاگفا مدتی سکته کرد در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را در میهن بلاگ ایجاد کردم 
قالب وبلاگ

به نام خداوند جان و خرد

شرحی بر چهار حدیث ناب از امام حسین(ع)

صدای پای ماه محرم می آید ،  محرم ، ماه پیروزی خون بر شمشیر و در یک جمله ماه امام حسین(ع)و ماه برتری حق بر باطل است.آن امام و یاران با وفایش جان ندادند ،تا فقط یادشان گرامی داشته شود و چند صفحه ای ازتاریخ به آنها اختصاص پیدا کند. بلکه قیام کردند تا امر به معروف و نهی از منکر کنند و دین و عمل به آن ، جان دوباره بگیرد .در ذیل چهار حدیث ناب از امام حسین(ع) با شرحی کوتاه تقدیم ، معارف جویان می شود:

حدیث اول

اَللّهُمَّ لا تَسْتَدْرِجنى بِالاِحسانِ وَ لا تُؤَدِّبْنى بِالْبَلاء؛ خدایا! با غرق کردن  در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا ادبم مکن.  (الدُّرًّةُ البَاهرة منالأصدَاف الطّاهِرة،ص 23)

شرح:

واقعا بی چاره بنی آدم! با لقمه ای گلوگیر می شود با عرقی بد بو می شود و از مرگش خبر ندارد . حاجیان کوی دوست هر گز نمی دانستند بیش از صدنفرشان با سقوط جرثقیلی انهم در کنار کعبه ی دلها با دنیا وداع خواهند کرد! هرگز به ذهنشان نیامد که هزاران نفر از آنها در منای الهی با لبی تشنه به دیدار معبود خواهند رفت.علاوه بر این عاجز از تشخیص دادن خیر و شر خویش هستیم. .گاه از خداوند ماشین می خواهیم و نمی دانیم ، ماشین خریدن همان و مردن و یا قطع نخاع شدن همان! گاه از خداوند بچه طلب می کنیم و غافل از آنکه خیر و صلاح او در نداشتن فرزند است .چه بسیارند فرزندانی که سریار جامعه شدند و چه بسیارند فرزندانی که قاتل والدین خود شدند و یا زیر پرچم شوم کفر رفتند!

اگر از همه ی فرزندان حضرت آدم سوال شود آیا می خواهید در ناز و نعمت قرار بگیرید ؟  همگان جز تعدادی بسیار اندک با قاطعیت می گویند آرزویمان بودن در دل ناز ونعمت هاست.

همین فرزندان حضرت آدم نمی دانند خیرشان در داشتن ناز و نعمت هاست یا در نداشتن آن.به همین دلیل اگر از همگان پرسیده شود تا چه حد ناز و نعمت ها را دوست دارید خواهندگفت نهایت آن را خواهانیم.اگر پرسیده شود آیا دوست دارید فرزندانتان در دل ناز ون عمت ها بزرگ شوند؟همه جز تعدادی کم می گویند آرزویمان این است که فرزندانمان درناز و نعمت بزرگ شوند.

اما واقعیت این است برای هر کسی ناز و نعمت صلاح نیست. قرآن كریم مى فرماید: «وَ لَوْ بَسَطَ اللّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِى اْلأَرْضِ» (شورى/ 27) اگر خداوند روزى را بر بندگانش گسترده مى ساخت، حتما در روى زمین ستم مى كردند.

شهیدمطهری«ره» فرموده اند : دانشمندان علوم تربیتی می گویند بدبخت ترین بچه ها ،بچه های هستند که در ناز و نعمت بزرگ  شوند.

از نظرشریعت مقدس اسلامی ناز و نعمتی ارزشمند است که کفران نعمت و عذاب الهی را به دنبال نداشته باشد. امام حسین علیه السلام می فرمایند: أَلاِستِدراجُ مِنَ اللّهِ سُبحانَهُ لِعَبدِهِ أَن یُسبِغَ عَلَیهِ النِّعَمَ وَ یَسلُبَهُ الشُّکر؛غافل گیر کردن بنده از جانب خداوند به این شکل است که به او نعمت فراوان دهد و توفیق شکرگزاری را از او بگیرد. (تحف العقول،ص 246

حضرت موسی(ع) نیز در دعاهایشان فرموده­ اند : خدایا می دانم فقیرم ولی نمی دانم به چه نیازدارم ، پس به هر چیزی که نیاز دارم نازل بفرما.

چون دنیا با زرق و برقش برای اکثریت جامعه ، اصالت و جذابیت دارد و بسیاری از مردم معیار خوشبختی و سعادت و حتی معیار مقرب بودن به خداوند رادر داشتن همین نعمت های دنیایی می دانند! خداوند به کم ظرفیت ها ،اندکی تجملات داده است تا فریب شیطان را نخورند و در پرتگاه کفرگرایی قرار نگیرند. با این حال در سوره زخرف فرموده اند : اگر اینچنین نبود که بهره مند شدن کفار از انواع مواهب مادی، موجب تمایل همه مردم به کفر می شود و امت واحد گمراهی می گردند، ما برای کافران، خانه هایی با سقف هایی از نقره قرار می دادیم و سراپای زندگی شان را غرق در زر و زیور و انواع تجملات و زینت آلات می ساختیم.« ولولا ان یکون الناس امه واحده لجعلنا لمن یکفر بالرحمن لبیوتهم سقفاً من الفضه»

آری این سرمایه های مادی و تجملات پرزرق و برق دنیا،آنچنان، در نزد خداوند دانا، بی­ارزش است که می بایست تنها، در دست افراد بی ارزشی همچون کافران و منکران حق باشد و مؤمنان خداجو، شأنشان برتر از این است که خدای حکیم، آنها را با این بازیچه ها سرگرم سازد.چه زیباو رسا فرموده اند مرحوم حسین پناهی :بعضی هاخیلی فقیرند فقط پول دارند.

نکته ی دوم حدیث این است که امام فرموده اند خدایا به وسیله بلایا  ادبم نکن.در صحیفه سجادیه نیز آمده است « بار خدایا اگر بنا شد به سمت گناه بروم و سپس عذابت نازل شود قبل از آن که به گناه آلوده شوم جانم را بگیر.»

حال امام حسین(ع) فرموده اند با بلایا ادبم مکن.یعنی  ای خدای بزرگ مرا چنان توفیقی بده که فقط در قالب رضایت تو قدم بردارم تا به مکافات عمل و ادب شدن به وسیله ی بلایا مبتلا نشوم. قران کریم نیزبرای بلاها فلسفه و حکمت های بیان کرده است که عبارتند از : انسان سازى ، امتحان و آزمایش بندگان ، ارتقا درجه و مکافات اعمال.«وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَهٍ فَبِماكَسَبَتْ أَیْدیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیرٍ و هر مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسیارى درمى‏ گذرد. (شورى/ 30)

به یقین جریان کربلا و سختی های آن برای اهل بیت(علیهم السلام)از باب کرامت و ترفیع درجه بوده است . امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَلِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَة؛ بلا و گرفتارى براى ستمگر ادب است، و براى مؤمن امتحان،و براى پیامبران درجه و براى اولیاء کرامت می باشد

حدیث دوم:

إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیکم مِننِعَمِ اللهِ عَلَیکم فَلا تَمَلُّوا النِّعَمَ؛ نیاز مردم به شما از نعمت های خدابر شما است، از این نعمت افسرده و بی زار نباشید (نزهه الناظر،ص 81)

شرح:

نیاز نیازمندان یا مادی است و یا روحی روانی و فکری است . هرچند درجامعه خیرین بسیاری وجود دارند و باید قدر دان آنها بود ولی گاه افرادی دیده می شوند که خود را تافته ای جدا بافته و یا قوم برتر می دانند و هر نیازمندی را انسانی بدبخت وشایسته ی تحقیر می دانند!

با این که پیامبراکرم(ص) بسیارفقیر نوازی می کردند و در کنار آنها می نشستند و با آنها غذا می خوردند اما کسی که با تکبر قرین باشد ، به هیچ فقیری کمک نمی کند و با هیچ بی نوایی نمی نشیند و برای کمک نکردن به نیازمندان به توجیهات متعددی تمسک می کند .

گاهی گوید چرا به فقرا کمک کنم ؟اگر این افراد لیاقت دریافت کمک را داشته باشند ، خداوند بی نیازشان می کند! غافل از آن که خداوند می خواهد با کمک کردن به این نیازمندان ثروتمندان را امتحان کند.

در روایت دیگری آمده است ، که اگرکسی به در منزلتان آمد و به قرض الحسنه نیاز داشت ، بدانید این در اصل رحمتی ازجانب پروردگار است .با این حال گاهی دیده می شود فقیری پولی را به عنوان قرض الحسنه طلب می کند . ومتاسفانه شخص ثروتمند به دروغ می گوید ندارم!

کمک فکری نیز بسیار ارزشمند است گاهی گفتن یک نکته زندگیی را نجات می دهدو گاهی گفتن یک حرف باطل ، جانی را می گیرد . از داستان های راستان این است که در زندگی شخصی مشکلاتی پدید آمد و او به یکی از دوستانش گفته بود ، در زندگی چند مشکل دارم و بارها ذهنم به خودکشی رسیده است !

دوست نادانش نیز به جای این که در دل او امیدها بکارد ،گفته بود عجب این همه مشکل دارید ! اگر در زنگی من چنین مشکلاتی بود بارهاخودم را کشته بودم ! او فقیر فکری و این دوست نیز فقیر و جاهل فکری و نتیجه ای جزخودکشی به بار نیاورد!

حدیث سوم:

إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل یَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.؛ كارها وأمور خود را همانند كسى تنظیم كن و انجام ده كه مى داند و مطمئن است كه در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد. و در صورتى كه كارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.  بحارالأنوار: ج 2، ص 130، ح 15 و ج 75، ص 127، ح 10.

شرح

در جامعه ی اسلامی درخشندگی های فراوانی وجود دارد که ذکر آنها در توان این یادداشت نیست .برخی از مشکلات ذکرخواهد شد شاید درمانی پیدا شود.

بی چاره بنی آدم گاهی تا نیمه ای از شب با رایانه و لاین و ...رفیق می شود  ،اذان صبح که می شود ،تنی خسته و گوشی کر یافته است و چون بیدار می شود توجیهی شیطانی می کند که بی خیال قضایش را خواهم خواند!

غافل از آن که در روز قیامت به او گفته خواهد شد چرا وقتت را تنظیم نکردی ؟ چرا نمازت را سبک شمردی ؟ چرا آن چند ساعت آخر را بی خیال گرفتی و خوابیدی؟ چرا قانون زندگیت دیر خوابیدن و قضا شدن نمازهای صبحت بود؟

بعضی از جوانان سیستم چند صدتومانی در ماشینشان نصب می کنند و چون از کوچه و خیابانی می گذرند ، چنان صدایش را بلند می کنند ، که دل هر با معرفتی را به درد می آورند!

امام حسین(ع)شیفته ی پیاده شدن احکام اسلام بودند ولی نمی دانم چرا برخی از بانوان ودختران ، با پوششی زننده و آرایش های آنچنانی در جامعه ی اسلامی ظاهر می شوند!

امام حسین(ع)به منزل خواهرش حضرت زینب(س)رفت و چون مشاهده کرد خورشید برصورت خواهرش تابیده ،تمام قد جلوی آفتاب ایستاد ولی نمی دانم چرا برخی ها با این که امام دوستند اما سالهاست با اقوام و ارحام قطع ارتباط می کنند!

امام حسین(ع)هدف از قیام کربلایش را امر به معروف و نهی از منکر ذکر کرده اند و برخی ه افقط با سینه زینی و نذری روز تاسوعا و عاشورایش را اهمیت می دهند!

بعضی عروسشان را ساعت 3 شب با سر و صدا و موسیقی های مبتذل به منزل می آورند.در نتیجه خواب خوش را از چشم کودکان و جوانان و پیران می گیرند و چون به آنها تذکر داده می شود .طلبکارانه می گویند عروسی است و فقط یک شب است ! اگر اذیت می شوید می توانید از این جا بروید!

بعضی مرتب در مورد قومیت ها پیامک تولید می کنند و می فرستند ، غافل از آن که برخی دلها با بعضی از این پیامک ها چنان ناراضی و لکه دار می شوند که آن لکه با آب زمزم هم راضی و پاک نمی شوند!

برخی ها ، ماهی یک میلون حقوق دارند و ماهی یک و نیم قسط می تراشند به ناچار به قرض وجیب دیگران روی می آورند. هرچه می گذرد بدهی بیشتر و موارد برای گرفتن قرض بسیار کمتر .به وعده ها نمی تواند وفا کند و چون تحت فشار قرار می گیردند گاهی حکومت را و گاهی همه روحانیت را و گاهی زمین و زمان و خدا را به باد انتقاد می گیرند!

بعضی از رانندگان در خیابان ها وجاهای پارک ممنوع ، پارک می کنند و گاه رفت و آمد را در کوچه و خیابانی ،دچار اختلال می کنند.با این حال هیچ توجهی را به آخرت وضایع کردن حقوق مردم ندارند!

یزید سگ باز و قمار باز بود و در دشمنی با امام حسین(ع)نهایت بی رحمی وخباثتش را به اجرا گذاشت .با این حال در عصر ما نیز برخی ها سگ باز شده اند و به گفته ی خودشان ماهی یک میلیون و پانصد هزار گوشت فیله برای سگشان می خرند! یزید به صورت علنی شراب می خورد و آخرت را نسیه می پنداشت و اکنون نیز بعضی ها ، آنی از خط یزید جدا نمی شوند!

حدیث چهارم:

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم ؛چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد. (جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)

شرح : در مورد زبان روایات متنوع و متعددی وجود دارد .امیرمومنان(ع) عیار و شخصیت انسان ها را از راه سخن گفتن قابل شناسایی دانسته است. او فرموده اند گروهی به وسیله زبان روسفید و گروهی نیز به واسطه زبان رو سیاه می شوند.

خطر زبان به حدی جدی است که در متون روایی آمده است بیشتر جهنمی ها درو شدگان زبانشان هستند. و نیز آمده است زبان بیش از هر عضو دیگر شایسته ی حبس است.

زبان در فصل انتخابات ها گاهی غوغا می کند اگر رهایش کنند کهکشانی از غیبت وتهمت روانه جامعه می کند. این زبان دلهای بسیاری را زخمی می کند و تا کنون نیز بسیاری را ناآرام کرده است. اگر دیده ای یافت شود که زخم زبان ها را ببیند در خواهد یافت زخمی دلان ، قابل شمارش نیستند!

شخصی فرزند بد زبانی داشت .فرزندش را نصیحت کرد که ای جان پدر زبانت را دریاب .آن فرزندگفت چه کنم؟ پدر فرمود هر زخم زبانی زدی و هربار که زبانت به ناحق چرخید میخی رابه سینه ی دیوار بکوب. او پند و نصیحت پدر را گوش کردو چون غروب فرا می رسید میخ ها ی استفاده شده را شمارش می کرد.

ازآن همه گناه و این همه دل شکستن و میخ زدن ها ، ناراحت روان شد و تصمیم گرفت کمتر اجازه دهد زبانش به ناحق حرکت کند. تمرین و جد و جهد فراوان او را به جایی رساند که دیگر هیچ میخی به دیوار کوبیده نشد.به محضر پدر رفت و جریان را نقل کرد و پدرفرمود حال میخ ها را بیرون بیاور.و سپس به فرزندش فرمود : ببین جای میخ ها باقیماند.کسی که بدزبانی کند و دلی را بشکند اگر حلالیت بطلبد و حلالش هم کنند ، آن دل خاطره گذشته را فراموش نمی کند.به نلسون ماندلا گفتند این همه بدون هیچ گناهی زندان بودید می توانید ببخشید؟ فرمودند گذشته را می توان بخشید ولی نمی توان فراموش کرد. چون این زبان  اگر رها شود قدر و منزلت انسان را در دنیا و آخرت پایین خواهد آورد ، چاره ای جزداشتن سکوت های طولانی و روشمند استفاده کردن از آن نیست. هرگز فراموش نکنیم این حدیث را که فرموده اند اگر حرف زدن نقره است سکوت کردن طلاست.

[ چهارشنبه پانزدهم مهر ۱۳۹۴ ] [ 19:55 ] [ سید محمد صادق محمدی وفایی ] [ نظر بدهید ]

[ چهارشنبه 15 مهر 1394 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ سید محمد صادق محمدی وفایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

به نام خداوند و جان خرد حادثه خبر نمی کند در کمال ناباوری سایت بلاگفا مدتی سکته کرد به همین دلیل در عرض صراط صادق ،صراط حضرت محمد(ص) را ایجاد کردم تا با یک حادثه بدون وبلاگ نمانم.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب